بین دو تا از دوستام (
این و
این) دیالوگی در گرفته که به نظرم جای بحث بیشتر داره و حتی بد نیست به گفت و گوی جمعی تبدیل بشه. خواستم برای
این دوست تو وبلاگ خودش کامنت بگذارم، دیدم کلا با مبحث پستش فرق داره، خواستم
اینجا کامنت بگذارم، دیدم حرف به درازا می کشه. بهتره همینجا یه توضیحی بدم.
ببین! اون چیزی که
تو ازش حرف می زنی، (اشاعه تفکیک جنسیتی از سوی فمینیست ها) ممکنه تو فمینیسم رادیکالی گاه مصداق داشته باشه، اما این چیزی که
این رفیق میگه تلاش برای شاخه ای از حقوق بشره.
تو ایران رشته دانشگاهی ای هست به نام حقوق بشر که هیچ جای دنیا نمی فهمنش. از یکی از دوستای من که فوق لیسانس حقوق بشر داره، تو انگلیس ازش پرسیده بودن یعنی چی؟ یعنی تو کدوم شاخه از حقوق بشر فوق لیسانس داری؟ کار کردن تو زمینه حقوق بشر، شاخه های مختلفی داره که یکی ش حقوق زنانه و کسی که داره مطالعه آکادمیک در زمینه حقوق بشر می کنه، یا اینکه درسش رو می خونه، باید در شاخه خاصی کار کنه و تخصص بگیره.
البته یه کامنت قبلا برای
ابر اردی بهشت گذاشته بودی که راجع به سکولاریسم حرف زده بودی، اونو هستمت. بی راه نگفته بودی. اما حرفی که الان داری می زنی فرق داره.
فعالان حقوق زنان لزوما زن نیستند که فکر کنی بحث تفکیک جنسیتیه. کمپین ورزشگاه هفته پیش یه برنامه داشت که خیلی از مهمون هاش مرد بودن و حتی چند تا پسر هم عضو این کمپین هستن. بحث ما "مردا اینور، زنا اونور" نیست.
به قول عزیز دلم غاده السمان: زن خوب با مرد خوب برابر است و زن بد با مرد بد.
حرف این بخش از جنبش زنان اینه: "برابری"
ما نه می گیم چون بعضی مردا راننده بیابونن، باید یه عده زن هم راننده بیابون بشن و نه می گیم چون کابینه دولت رو اجالتا مردها تشکیل میدن، چند تا زن هم به صورت نمادین بذارین تو کابینه، نه می گیم زنها خوب مردها بد، و نه می گیم مردها خوب زنها بد.
حرف اساسی اینه که همه از بدو تولد شرایط یکسان برای رشد و تکامل داشته باشن و هر کس به اندازه ی درک و شعورش از زندگی، بتونه از امکانات بهره برداری کنه.
برقراری این عدالت، باید از خونه ها شروع بشه تا اساسی و موندگار باشه، و لازمه که شرایط حقوقی و قانونی اون هم فراهم بشه. به خاطر همین جنبش زنان بر "قانون خانواده برابر" تاکید داره.