تبليغاتX
اورمزدان - وقتی بابا مامان تره

اورمزدان

سطل ماست رو میده دستم می گه: إ إ نانا نانا

مبهوت نیگاش می کنم. دوباره تکرار می کنه: إ إ نانا

میگم: نانای بزنم برقصی؟

می خنده و میگه: آیه (آره)

شروع می کنم نیناش ناناش نواختن و آقا تمام اعضا و جوارحش رو با هر چی سرعت که در توانش هست تکون می ده و می رقصه.

اروند هم لبخندی می زنه و شروع می کنه همراهی کردن با آرتا. این یکی اما آروم و با طمئنینه و ریتمیک تر می رقصه.

حالا دیگه آقایونا بابا رو بیشتر به رسمیت می شناسن و ترجیح می دن کارای شخصیشون رو با اون مطرح کنن.

تریپ کلن مردونه س و این یکی خدایی ش خیلی فاز می ده.

این آخری رو شاید از حسودیم گفته باشم. وجدانم داره إرور می ده. خوب نمی فهمم موضوع چیه. اما فک کنم از حسودیم اینطور گفتم. ترجیح می دن با بابایی حموم برن و دستشویی برن و رو پاش لالا کنن و اینا.

روحیه مادری ذاتی نیست. اکتسابیه. مادر اونی نیست که بچه رو به دنیا میاره. اونیه که براش مادری می کنه. و بابایی خوب تونسته جای خالی این مامان قاتی پاتی رو براشون پر کنه. دمش گرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:35  توسط ساقی   |