تبليغاتX
اورمزدان - هی پا لا

اورمزدان

چقدر خودم رو جای "فرامرز خان" گذاشتم و با همه ی وجود درکش کردم. چقدر برای "فرزانه"، نمونه ی تاریخی دختر ناکام ایرونی، غصه خوردم. چقدر دلم برای عقده های فروخورده ی "تاج الملوک" سوخت. چقدر "افسانه" رو درک کردم. چقدر از "مهران" بدم اومد. چقدر ابهت پاکیزه ی "اسفندیار خان" پوشالی بود.

چقدر احمد آقا محمود (اعطا) سنگ تموم گذاشته بود تو "درخت انجیر معابد" و چقدر کاراکترهاش پخته و واقعی بودن و چقدر این رمان کامل بود و کم نقص.

کاش نمونه خوانش هم خوب می خوندش تا اون اشتباههای تایپی رو جا نندازه.

پی نوشت: درخت انجیر معابد، احمد محمود، انتشارات معین، چاپ چهارم: ۱۳۸۱

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:2  توسط ساقی   |