تبليغاتX
اورمزدان - دونه

اورمزدان

جوونه زد. ریشه کرد. شکافت و فرو رفت. عمیق شد. عمیق شد. عمیق شد. دیگه جایی نبود برای باز عمیق تر شدنش. تا آخر آخرش رسیده بود. حالا وقتش بود افقی بره. رفت. وسیع شد. وسیع شد. وسیع شد. ریشه هاش دور تا دور ستاره رو گرفت و از اونور کره به هم رسید. از ستاره چیزی نمونده بود.

اولش یه دونه بود. توی نور که جوونه زد و ...

حالا از ستاره چیزی نمونده. زنگ تفریح خوبی بود، حیف شد. حالا دیگه نوری نداره، یا اگه داره، زیر ریشه ها و ساقه های اون داره ...

اینطوری نمی شه! منظومه باید دنبال یه منبع نور دیگه باشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:39  توسط ساقی   |