وقتی می خندی ماه می شی تو شب چشمای سیام
این راها سهله، تو بخوای تا طور سینا بات میام
گوهر شب چراغ من، مسافر شهر غمه
دنیا رو باش که اون کجاست، من اینجا همراه کیام
غم توی چشمات نشینه یه وقت، شبم سیا می شه
فک نکنی یه وقت که من از اون عاشق پوشالیام
تو این هیاهوی سکوت، بپا منو کم نیاری
تنهایی تو سفر نکن، نرو، بمون، وایسا بیام
وقتی می خندی ماه می شی، شب توی راها می میره
اون سر دنیا که کمه، اینجوری من تا ماه میام
پی نوشت: ببخش اگه خیلی خوب از آب در نیومد. مشقه دیگه!
بازم پی نوشت: وحید جان تو هم ببخش اگه تلخم. این ترانه قرار نبود بیاد تو اورمزدان. واسه گل روی تو اومد. تو هم بخند که ماه بشی.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 13:24  توسط ساقی
|

