دو هفته ای بود که همکار خوش مشرب هندی خلق ما تو هم بود. سعی می کرد که خیلی ناراحتی ش رو بروز نده اما موفق نمی شد.
این دوست ما یه دوربین امانتی گم کرده بود که با لنز و منزش شش میلیون تومانی می ارزید.
تو این مدت دغدغه ای گوشه ذهن همه تحریریه رو مشغول کرده بود که بیچاره پیام چقدر باید کار کنه که غرامت دوربین رو بده. یا چقدر باید پیش دوست صاحب دوربینش خجالت بکشه.
دیروز عصر یکی از همکارای فنی یه ماشین دربست کرده بود. از قضای روزگار همون ماشینی بود که پیام دوربینش رو توش جا گذاشته بود.
عادت ایرانی دیالوگ برای گذران وقت که کار چندان مفیدی محسوب نمی شه مهمترین عامل پیدا شدن دوربین بود.
همکار فنی ما با راننده شروع کرده بود به گپ زدن و از هر دری سخنی و بالاخره صحبت از دوربینی شده بود که مدتیه تو ماشین راننده جا مونده و ... .
خلاصه! امروز تحریریه کلی شاده. همه برای پیام خوشحالن.
کاش همه روزها دست کم یه اتفاق خوب داشته باشه
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:10  توسط ساقی
|
