فکر می کنم به اندازه ی کافی فکر کردم راجع بهش. از این به بعدش دیگه تنهایی به نتیجه ی تازه تری نمی رسم.
داریم می زنیم به جاده خاکی. هر کدوم از یه طرف. جاده هایی که معلوم نیست تهش به کجا می رسه. اصلن ته دارن یا نه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 9:55  توسط ساقی
|

