در کشور ما شکنجه وجود نداره. در فرهنگِ دینی که حاکمیتِ ایران بر پایه ی اونه، توصیه شده که با اسیر، مدارا شه. این عکسها به خوبی تحققِ این اندیشه رو به تصویر کشیده.
بحثی نیست در اینکه، توزیع کنندگان مواد مخدر ـ به فرض اینکه افرادی که اینطور وحشیانه ضرب و شتم می شوند، قاچاقچی باشند ـ مجرمند.
بحث این است که این حضرات، با تاکیدشان در به تصویر کشیدنِ پی در پیِ این صحنه ها چه پیامی برای مردم ایران و مجامع جهانی دارند؟
بیست و دوم خرداد هشتاد و پنج، دلارام علی تو میدون هفت تیر این پیام رو دریافت کرد. چنان زدن و روی زمین کشیدنش که دستش شکست و لباس از تنش در اومد. واسه انتشار عکسش، دو سال حبس بهش دادن. آخه عکس رو خودشون منتشر نکرده بودن که بگن طرف شرور و قاچاقچیه. سیزدهم اسفند هشتاد و پنج پوتینِ نظامیِ مردی که لباسِ شخصی داشت، این پیام رو به من منتقل کرد. فکِ یکی دیگه از دوستانم چنان به پله ی مینی بوس اصابت کرد که خون از دهنش جاری شد. هجدهم اسفند ماه همون سال، پای مینو جلوی خانه ی ملت؟؟!! در بهارستان از زانو تا مچ سیاه و کبود شده و دو برابرِ حالتِ عادی چاق شده بود.
ما اما قاچاقچی و شرور و دزد نبودیم. بودیم؟

