ـ تموم شد. حاجیه تبرئه شد. حاجیه تبرئه شد
ـ هوووووووورررررررااااااااا
ـ هفت سال موند تو زندون که خودش رو متولد کنه. اون هیچی بلد نبود. حتا فارسی. حالا کلی هنر داره و کلی دانش. اون امروز متولد شد. بهاره کارش رو خیلی عالی انجام داد.
ـ وقتی باهات حرف می زنم، احساس می کنم به منبع وصلم. ممنونم برای این همه انرژی خوب.
پی نوشت: باور کنم که منبع سوراخ شده؟
پی نوشت اصلی: دلم مرگ می خواد. نه که سوار قاطر بشم و برم اونور پل. پایان رو می خوام و اون ساحل سنگی رو. نمی کشم دیگه.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 3:12  توسط ساقی
|
