تبليغاتX
اورمزدان - گره

اورمزدان

اگه باشه، می مونه. اگه نباشه، ...

مگه قراره همیشه، همه ی حرفای دنیا رو من بزنم؟ یادته؟ گفتی به جای اینکه این قدر حرف بزنی، کمی هم فکر کن. حتا نمی دونم به چیزی فکر می کنم یا نه!

صِدام می کنی؟ وقتی هم که جواب می دم، سرت رو برمی گردونی و می ری. بی هیچ نگاهی حتا!

دنیاهای حاشیه ایِ مبتذل، زنگِ تفریحه. چقدر چندم می شه وقتی یادم می افته این طور خطاب شدم. اما چه می شه کرد! تو مخدّر می خواستی.

چشمام رو بستم. یا دستم رو می گیری، یا نمی گیری. شهامت پذیرش هر دوتاش رو دارم. اما فرصت وقتی سوخت، ...

پانویس: ضمیر بارز و مستترِ "تو" در این متن خودم هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:43  توسط ساقی   |