تبليغاتX
اورمزدان - دلتنگی کافی نیست ...

اورمزدان

براي ديدن آنها كه بسيار دوستشان مي‌دارم، دلتنگي كافي نيست كه به سراغشان بروم. بايسته‌اي ديگر نياز دارم.

گاه روزها و ماهها و سالها بهشان مي‌انديشم. دلتنگ مي‌شوم و دلتنگ‌تر. اما تا بايسته نيايد، نمي‌توانم سراغشان بروم.

دكتر عبدالحسين فرزاد يكي از آنهاست.

 231831.jpg

امروز به فكرم رسيد در دنياي مجازي دنبالش بگردم. گوگل گفت كه فرزاد سايت يا وبلاگ ندارد. اما بيش از 10 صفحه سایت برايم آورد كه نامي از عبدالحسين فرزاد در آنها بود. یکی از آن سایتها بيوگرافي و عكسي _ به نظر تازه _ از او منتشر كرده بود.

ديدن دوست چه شعفي در دل آدم مي‌اندازد. مي‌مانم كه كدام كلام را نماينده‌ي بيانش كنم.

به ياد دلآرام مي‌افتم كه براي سفيدي نيمي از سيبيل بابا گريه مي‌كرد؛ وقتي كوچكتر بود. راستي الان چند ساله مي‌تواند باشد دلآرام؟ اكنون ديگر سفيدي بر تمام پهنه سر و صورت پدر باريده است.

كاش بايسته به سراغم بيايد تا بتوانم به ديدارش بروم. به ديدار آن دوست كه زندگي‌اش را چهار زن عاشقانه احاطه كرده‌اند: همسر مهربانش كه حق استادي به گردنم دارد و دخترانش كه از ديد بيروني من، داشتن پدر و مادري اينچنين بزرگترين شانس زندگي‌شان است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:30  توسط ساقی   |