دو نیم می شوم:
نیمی را می سوزانم و به باد می دهم. خودش می داند چه کند با این نیمه!
نیمی را خاک می کنم و خاکش را آب می دهم.
خورشید که بدمد، فردا از راه مي رسد. سوارش مي شوم و مي روم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 1:19  توسط ساقی
|

