می دونی کارت مثه کیه؟ مثه همونایی که دم انتخابات تیشرت قرمز و شلوار لی می پوشیدن و داد می زدن: بخواب تو خونه، پول بياد در خونه ت. آسايش و آرامش با احمدي نژاد. سياهي دستاشون و خراشهاي عميق و متعدد صورتهاشون نشون مي داد كه بچه هاي بينواي كارن. همونايي كه از بچگي خريده بودنشون براي گدايي سر چهارراههاي شهر تهران و بزرگتر كه شده بودن، يا معتاد شده بودن، يا نهايتن اگه خيلي خوش شانس بودن، دستفروش. و دم انتخابات هم بازار جديدي واسه كار بود: ستاد احمدي نژاد دادزن استخدام مي كرد.
همه كه جمال و لاتيكا نمي شن!
حالا ماموريتت فرستادن لينك دروغهاي فارس و رجانيوز و ايرنا و ... براي وبلاگهاست. از خودت كه چيزي نداري بنويسي! حتا آدرس ايميل هم نداري بذاري! و حتا اسم واقعي!
به اسم مستعار موقتت صدات مي كنم:
حميد! به خودت بيا! اگه تو خيابونا نرفتي و نديدي كه چه كردن، و ماموريتت رصد نوشته هاي اينترنتي آزاديخواهان بود، من بهت مي گم: حكم تير رو هم رعايت نكردن. به جاي شليك به پا، به سر و گردن و نخاع شليك كردن. و اتفاقن تنها جايي بود كه به مردان و زنان حقوق برابر دادن با تقسيم مساوي گلوله و باتوم.
اگه به خيابونها رفتي و تو هم يكي از باتوم محورها بودي، بذار يادت بندازم كه به پا نمي زدي، كه به پشت سر و گردن مي زدي و تو گيجگاه و نخاع. نكنه تو بودي اوني كه زدي تو سر اون دختري كه خون از چشمش جهيد بيرون؟!
حميد! به خودت بيا! اونهايي كه جان باختن، خواهر و برادرهاي من و تو بودن. همكلاسي هاي مهدكودك و مدرسه ي من و تو.
و اونهايي كه با خرافات اومدن و وقتي جواب نداد، به كشتن رو آوردن، دشمن خاك و خون من و تو هستن.
اگه دلت براي ايران مي تپه، پرچم رو از دست دزدا بگير و ببند رو زخم خواهرا و برادرات. نذار علمش كنن و تو رو در مقابل ما بذارن! اونهایی که وقتی مردم دروغاشون رو باور نکردن، بهشون خس و خاشاك گفتن، به زبونم نمياد بگم اگه از اين كارا نتيجه نگيرن، با پرچم پاكمون چه مي كنن!
